تبلیغات
سرگرمی و طنز - مطالب هفته سوم آبان 1388
سرگرمی و طنز
دعا ...

دعا می كنم...دلت شاد و لبت خندان بماند برایت عمر جاویدان بماند خدا را می دهم سوگند بر عشق هر ان خواهی برایت ان بماند به پایت ثروتی افزون بریزد كه چشم دشمنت حیران بماند. تنت سالم سرایت سبز باشد.برایت زندگی اسان بماند. چراغ خانه ات تابان بماند.


|+| نوشته شده توسط مینا ولی زاده در چهارشنبه 20 آبان 1388 و ساعت 07:40 ب.ظ | نظر شما ()
ویرایش شده در چهارشنبه 4 آذر 1388 ساعت 04:14 ب.ظ

مرگ انتظار ...

جان به لب امد مرا اما نیامد ان نگار

چشم خونینم دوباره در غمش اشكی ببار

ارزوی مرگ را هرگز نكردم بر كسی

لیك حالا ارزو دارم بمیرد انتظار

عشق


|+| نوشته شده توسط مینا ولی زاده در چهارشنبه 20 آبان 1388 و ساعت 07:36 ب.ظ | نظر شما ()
ویرایش شده در چهارشنبه 4 آذر 1388 ساعت 05:30 ب.ظ

بخشش ...

مثل خورشید باش تا اگر بخواهی بر کسی نتابی نتوانی

اگه نمیتونی خورشید باشی دلیلی نداره تبدیل بشی به یه ابر سیاه و آسمونو خراب کنی.......


|+| نوشته شده توسط مینا ولی زاده در چهارشنبه 20 آبان 1388 و ساعت 07:10 ب.ظ | نظر شما ()
ویرایش شده در چهارشنبه 20 آبان 1388 ساعت 07:16 ب.ظ

امتحان زندگی ...

داشتم با ماشینم می رفتم سر كار كه موبایلم زنگ خورد گفتم بفرمایید الووو.. ، فقط فوت كرد ! گفتم اگه مزاحمی یه فوت كن اگه میخوای با من دوست بشی دوتا فوت كن . دوتا فوت كرد . گفتم اگه زشتی یه فوت كن اگه خوشگلی دوتا فوت كن دوتا فوت كرد . گفتم اگه اهل قرار نیستی یه فوت كن اگه هستی دوتا فوت كن دوتا فوت كرد .گفتم من فردا میخوام برم رستوران شاندیز اگه ساعت دوازده نمیتونی بیای یه فوت كن اگه میتونی بیای دوتا فوت كن دوباره دوتا فوت كرد . با خوشحالی گوشی رو قطع كردم فردا صبح حسابی بخودم رسیدم بهترین لباسمو پوشیدم و با ادكلن دوش گرفتم تو پوست خودم نمی گنجیدم فكرم همش به قرار امروز بود داشتم از خونه در میومدم كه زنم صدام كرد و گفت ظهر ناهار میای خونه؟ اگه نمیای یه فوت كن اگه میای دوتا فوت كن.

می بینین خانما چقدر زرنگن!

هر كسی رو كه بخوان می تونن امتحان كنن بدون اینكه طرف بفهمه.

پس شما اقایون مواظب رفتارتون باشین. اوكی؟


|+| نوشته شده توسط مینا ولی زاده در چهارشنبه 20 آبان 1388 و ساعت 07:00 ب.ظ | نظر شما ()
ویرایش شده در چهارشنبه 20 آبان 1388 ساعت 07:40 ب.ظ

آه.... ...

فرشتگان روزی از خدا پرسیدند : بار خدایا تو که بشر را اینقدر دوست داری غم را چرا آفریدی؟ خداوند گفت:غم را بخاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من که خوب می شناسمش تا غمگین نباشد به یاد خالق نمی افتد

___________________________

موج اگر میدونست که ساحل هیچ وقت دستشو نمیگیره هرگز نفس نفس نمیزد برای رسیدن..
___________________________

زندگی شما وقتی زیبا و شیرین خواهد شد،که پندارتان،کردارتان و گفتارتان نیک باشد.


|+| نوشته شده توسط مینا ولی زاده در چهارشنبه 20 آبان 1388 و ساعت 05:27 ب.ظ | نظر شما ()
ویرایش شده در چهارشنبه 4 آذر 1388 ساعت 04:29 ب.ظ

نوشته های پیشین
+ چگونه یک خبر بد را اطلاع دهیم؟!؟
+ پـاورقی هـای امتحــان یک دانشـجو
+ انتقام زن از شوهر خیانت کارش
+ نظر
+ پاسخ چراهایی راجع به مردان - طنز
+ قصه ی چت
+ مهر مادری
+ حكایت سه شپش!(طنز)
+ قرار مسافرت(طنز)
+ جوک جدید و با حال
+ عشق واقعی
+ برادر
+ شقایق
+ پیشرفت خانمها تا سال1530
+ جوك سری چهارم
+ جشن تولد دوست گلم
+ غصه نخور
+ جملات زیبا
+ چند نشانه خیانت یك مرد
+ قصه آدم
+ كوچه (فریدون مشیری)
+ وصیت نامه
+ صفات دانشجویان در كشورهای مختلف
+ آدمك
+ از خود گذشتگی
+ رویایی
+ زندگی برنامه نویسان
+ نامه ای به خدا
+ ماجراهای حسنی و دوستانش
+ تفاوت زنان و مردان
صفحات :

log
کد ماوس