| منوی اصلی
پست الكترونیک خانگی سازی اضافه به علاقه مندیها تماس با مدیر سایت لوگوی من
![]() نویسندگان
موضوعات
آرشیو مطالب
هفته چهارم دی 1390 (1)
هفته سوم دی 1390 (1) هفته چهارم خرداد 1390 (3) هفته اول اسفند 1389 (1) هفته سوم آبان 1389 (5) هفته دوم آبان 1389 (3) هفته دوم بهمن 1388 (4) هفته چهارم دی 1388 (1) هفته سوم دی 1388 (1) هفته چهارم آذر 1388 (8) هفته سوم آذر 1388 (21) هفته دوم آذر 1388 (6) هفته اول آذر 1388 (9) هفته چهارم آبان 1388 (8) هفته سوم آبان 1388 (6) لینکستان
ܓܨOoOoOoO==>ŁŐVEܓܨ
همه چیز از همه جا پاتوق 98 اس ام اس و پیامک اتاق شماره 18 اس ام اس و جوک فروشگاه کارت شارژ **فروشگاه سون مارکت** **+++ نگاه مثبت به زندگی +++** طنز، دانلود، بیوگرافی معرفی سخت افزارهای كامپیوتر برترین کلیپ های موبایل جدیدترین ترفند های موبایل و اینترنت دانلود آزاد با 3erbit هر چیزی كه بخوای شب شعر ((فزولی همه جانبه)) بهترین سایت دانلود طراحی قالب های بلا گفا پرشین وبلاگ لیست وبلاگ های فارسی قالب های وبلاگ اخبار ایران اخبار ICT تفریحات اینترنتی تالارهای گفتگو
لینکدونی
خرید پستی شال محرم (-)
کارت شارژ ایرانسل, همراه اول با جوایز (-) فروش آنلاین کارت شارژ با جوایز (-) بزرگترین طراح قالب وبلاگ (-) "ترفند ایرانسل،همراه اول،تالیا،موبایل،کلیپ" (-) آرشیو لینکدونی لوگوی دوستان
آمار وبلاگ
امروز :
افراد آنلاین : نفر بازدید های امروز : بازدید های دیروز : كل بازدید ها : كل مطالب : كل نظر ها : ایجاد صفحه : - ثانیه
|
سرگرمی و طنز
مطلب رمز دار : -- ...
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.
|+| نوشته شده توسط مینا ولی زاده در شنبه 7 آذر 1388 و ساعت 06:54 ب.ظ | نظر شما ()
ویرایش شده در سه شنبه 24 خرداد 1390 ساعت 07:24 ب.ظ
جوك های باحال(سری اول) ...
تو تیمارستان نوار کاست نوحه می ذارن همه پا میشن می رقصن به جز یکی یه روزسه تا مرغ رو درمدرسه ی مرغ ها می گیرن می برن دفتر. یارو لب دریا همش داد میزد آفرین، ما شالا .... مارمولکه میره مشهد ، میشه مشمولک ! یه خبرنگار از یکی می پرسه نظر شما درباره اینكه این كوچه اسفالت نیست چیه؟؟ دو تا جوجه عاشق همدیگه می شن . همش با هم بودن . اما وقتی بزرگ می شن هر دو تا خروس می شن ! . نکته ی اخلاقی : تا وقتی جوجه ای عاشق نشو از یارو می پرسن : اسم کوچک جومونگ چیه ؟ به غضنفر گفتن که با کاروان یه جمله بساز ترک اعتیاد به مواد مخدر یکی می میره میره اون دنیا . غضنفر پسرش کور به دنیا میاد اسمشو می ذاره حیدرمریم زاده ! به یارو می گن : شما آشغالاتون رو تو چی می ریزید ؟ دوتا نوشابه با هم دعوا می كنند نوشابه زرد به سیاه می گه : هنوز نزدمت سیاه شدی ؟؟؟ یارو دو تا خیار می گیره دستش و می ره توی سوپر به مغازه داره می گه : آقا خیار شور داری ؟ یارو بچش می ره بالای دیوار به معتاده می گن : فرق تو با ورزشکارها چیه ؟ یارو رو داشتن به جرم قتل زنش محاكمه می كردن . یه روز 2 تا خلافکار با هم ازدواج می کنن . غضنفر تو جاده داشته رانندگی می كرده ، یهو میبینه یه كامیون داره از روبروش میاد، معلم از بچه می پرسد : می دونی چرا غواص ها به پشت می پرن تو آب ؟ می گه : چون اگه به جلو بپرن می افتن تو قایق ! ********** یارو زنش رو می بره سونوگرافی ، بهش می گن : بچت پسره یارو می گه : جدی ؟ ... تورو خدا بگو اسمش چیه ؟ یه دفعه دو تا هزار پا همدیگر رو بغل می کنن می شن زیپ دوستیت : زلال یارو میره طوطی سخنگو بخره ، فروشنده بهش یه جغد میندازه بعد از یه مدت دوستای یارو بهش می گن : یاد گرفته حرف بزنه یا نه ؟ یارو می گه : هنوز نه ولی خیلی توجه می كنه ! میتونی دویست هزار تومن به من قرض بدی ؟ |+| نوشته شده توسط مینا ولی زاده در پنجشنبه 5 آذر 1388 و ساعت 07:27 ب.ظ | نظر شما ()
ویرایش شده در جمعه 9 بهمن 1388 ساعت 11:26 ق.ظ
كلاسهای آموزشی مردان(طنز) ...
هدفهای آموزشی: کلاسهای آمادگی دایم برای مردان تا عضوی از بدنشان به نام مغز را فعال کنند، عضوی که آنان منکر وجود آن هستند. برنامه: 4 واحد اجباری واحد 1 : کلاسهای اجباری 1. بیاموزیم چگونه بدون مادرمان زندگی کنیم.(2000 ساعت) 2. زن من مادر من نیست.( 350 ساعت) 3. تمام درآمدم را به زنم می دهم.(550 ساعت) 4. می فهمم که فوتبال ورزش نیست و رونالدو یک ابله است.(500 ساعت) 5. زن من پرستار من نیست. 6. زن من کلفَت من نیست. واحد 2 : زندگی مشترک 1. بچه دار شدن بدون احساس حسادت.(50 ساعت) 2. من دیگر به دوره های دوستانه ی زنم دوره ی احمقها نمی گویم.( 500 ساعت) 3. ترک اعتیاد به بازی کردن با کنترل از راه دور تلویزیون.( 550 ساعت) 4. من دیگر دوش استخر را با دوش حمام اشتباه نمی گیرم. 5. چگونگی انتقال لباسهای کثیف به سبدشان بدون پخش و پلا کردن آنها. ( 500 ساعت) 6. چگونگی بهبود یافتن از سرماخوردگی بدون از دست دادن امید به زندگی. ( 200 ساعت) 7. چگونگی به تنهایی لباس پوشیدن،به تنهایی لباس انتخاب کردن و دانستن محل کمد لباسها. واحد 3 : تفریح و سرگرمی اتو کشی در دو مرحله: الف) یک پیراهن در کمتر از 2 ساعت واحد 4 : کلاس آشپزی |+| نوشته شده توسط مینا ولی زاده در پنجشنبه 5 آذر 1388 و ساعت 07:24 ب.ظ | نظر شما ()
ویرایش شده در - ساعت -
حقیقت ...
روزی دروغ به حقیقت گفت : مــــیل داری با هم به دریـــا برویم و شنـــا کنیم ، حقیقــت ساده لــوح پذیرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباسهایش را در آورد . دروغ حیلــــه گـــر لباسهای او را پوشید و رفت . از آن روز همیشه حقیقت عــــریان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می شود.
|+| نوشته شده توسط مینا ولی زاده در چهارشنبه 4 آذر 1388 و ساعت 10:02 ب.ظ | نظر شما ()
ویرایش شده در چهارشنبه 4 آذر 1388 ساعت 10:08 ب.ظ
اشك ...
بیا با هم به عمق با تو بودن سفر كنیم بیا دست یكدیگر را بگیریم ودنیاى عشقمان را تفسیر كنیم بیا نگاههایمان را یكى كنیموتا جایى كه مى توانیم به هم بنگریم ومعنى عشق واقعى را در چشمهاى یكدیگر بیابیم بیا اشكهایمان را یكى كنیم تا غم این دنیا را نخوریم بیا تا لحظه ى مرگ به هم وفادار باشیم . وقتی تو داری می خندی عاشق خنده هایت می شوم هر جا كه تو هستی قلبم آنجاست غصه را هر چند می خواهم به دل پنهان كنم سینه می گوید به تنگ آمده ام فریاد كن چشام وقتی زیباست كه پر از اشك باشه اشك وقتی زیباست كه برای عشق باشه عشق وقتی زیباست كه برای تو باشه تو وقتی زیبایی كه برای من باشی |+| نوشته شده توسط مینا ولی زاده در چهارشنبه 4 آذر 1388 و ساعت 09:57 ب.ظ | نظر شما ()
ویرایش شده در - ساعت -
كاش... ...
کاش آسمان حرف کویر را می فهمید و اشک خود را نثار گونه های خشک او می کرد کاش واژ ه حقیقت آنقدر با لب ها صمیمی بود که برای بیان کردنش به شهامت نیازی نبود کاش دلها آنقدر خالص بود که دعاها قبل از پایین آمدن دست ها مستجاب می شد کاش شمع حقیقت محبت را در تقلای بار و پر سوز پروانه می دید و او را باور می کرد کاش مهتاب با کوچه های تاریک شب آشنا بود کاش بهار آنقدر مهربان بود که خود را به دست خزان نمی سپرد کاش فریاد آنقدر بی صدا بود که حرمت سکوت را نمی شکست و کاش در قاموس غصه ها شکوه لبخند در معنی داغ اشک گم نمی شد |+| نوشته شده توسط مینا ولی زاده در چهارشنبه 4 آذر 1388 و ساعت 09:56 ب.ظ | نظر شما ()
ویرایش شده در - ساعت -
غروب ...
نمیدانم در غروب چه زیبایی نهفته است كه انسان را بی مهابا به سوی خود می كشاند. این احساس نه در من،بلكه در همه ی انسانهاست كه به غروب عشق می ورزند و آنرا شاهدی به خونین بودن قلب خود می دانند. من نمی دانستم چرا،خورشید در لحظه غروب خونین است اما حالا می دانم كه هزاران دختر و پسر عاشق با قلب خونین بار به مرگ این زیبای غمگین می نگرند.
|+| نوشته شده توسط مینا ولی زاده در چهارشنبه 4 آذر 1388 و ساعت 09:54 ب.ظ | نظر شما ()
ویرایش شده در پنجشنبه 5 آذر 1388 ساعت 07:42 ب.ظ
امید به خدا ...
تنها بازمانده یك كشتی شكسته توسط جریان آب به یك جزیره دورافتاده برده شد، او با بیقراری به درگاه خداوند دعا می كرد تا او را نجات بخشد، او ساعتها به اقیانوس چشم می دوخت، تا شاید نشانی از كمك بیابد اما هیچ چیز به چشم نمی آمد. آخر سر ناامید شد و تصمیم گرفت كه كلبه ای كوچك خارج از كلك بسازد تا از خود و وسایل اندكش را بهتر محافظت نماید، روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت، خانه كوچكش را در آتش یافت، دود به آسمان رفته بود، بدترین چیز ممكن رخ داده بود، او عصبانی و اندوهگین فریاد زد: خدایا چگونه توانستی با من چنین كنی ؟ صبح روز بعد او با صدای یك كشتی كه به جزیره نزدیك می شد از خواب برخاست ، آن می آمد تا او را نجات دهد . مرد از نجات دهندگانش پرسید : چطور متوجه شدید كه من اینجا هستم ؟ آنها در جواب گفتند: ما علامت دودی را که فرستادی، دیدیم ! آسان می توان دلسرد شد هنگامی كه بنظر می رسد كارها به خوبی پیش نمی روند ، اما نباید امیدمان را از دست دهیم زیرا خدا در كار زندگی ماست ، حتی در میان درد و رنج . دفعه آینده كه كلبه شما در حال سوختن است به یاد آورید كه آن شاید علامتی باشد برای فراخواندن رحمت خداوند. |+| نوشته شده توسط مینا ولی زاده در چهارشنبه 4 آذر 1388 و ساعت 07:46 ب.ظ | نظر شما ()
ویرایش شده در - ساعت -
نوشته های پیشین
+ چگونه یک خبر بد را اطلاع دهیم؟!؟
+ پـاورقی هـای امتحــان یک دانشـجو + انتقام زن از شوهر خیانت کارش + نظر + پاسخ چراهایی راجع به مردان - طنز + قصه ی چت + مهر مادری + حكایت سه شپش!(طنز) + قرار مسافرت(طنز) + جوک جدید و با حال + عشق واقعی + برادر + شقایق + پیشرفت خانمها تا سال1530 + جوك سری چهارم + جشن تولد دوست گلم + غصه نخور + جملات زیبا + چند نشانه خیانت یك مرد + قصه آدم + كوچه (فریدون مشیری) + وصیت نامه + صفات دانشجویان در كشورهای مختلف + آدمك + از خود گذشتگی + رویایی + زندگی برنامه نویسان + نامه ای به خدا + ماجراهای حسنی و دوستانش + تفاوت زنان و مردان صفحات :
|