تبلیغات
سرگرمی و طنز - مطالب هفته سوم دی 1390
سرگرمی و طنز
پـاورقی هـای امتحــان یک دانشـجو ...

اولیــن امتحــان: سـلام استـاد عزیــز و محبــوبـم... نوشتـن ایـن نامه در برگـه ی امتحــان کاری است بـس دشــوار چــرا کـه ایــن نخستـین باری اسـت که از غـرورم چشــم پـوشیــدم و با کمـال شرمنــدگی درخواسـتـم را با شمـا مطــرح می کنــم. گویی چـراغ هـای خوشبـختـی ایـن عالـم یکی پـس از دیـگـری به رویـم خاموش شـده انـد.  راسـتش را بخـواهیـد موضـوع از ایــن قـرار است کـه دیشـب مـادرم دچــار حمـله ی شدید قلبـی شد و همان مـوقــع به ICU منتـقلش کردیم. دکتـرش اذعــان داشـت که دیـر او را به آنجـا رسانده ایـم و هیـچ امیــدی نیـسـت.  از زمـانی که ایـن جمله را شنیـدم حتی اسـمم را یادم رفتـه که چطــور بنـویسـم چه بـرسد به مطالب کتـاب و جـزوه برای ایـن امتحـان. از شمـا عاجــزانه اسـتدعـا می کنـم برای شادی روح مـادر مرحــومم هــم که شده، در حــــق این حقیــر مرحمـتی نمــوده و مـن را از ایـن درسِ شـیـریـن نیــاندازیــد. با تشکــر و عرض پـوزش از ایــن جسـارت.

  دومیــن امتحــان: سـلام استـاد بـزرگـوار... راستــش نـمی دانـم چـه بگـویم چــرا که ایـن اولیــن باری اسـت که در گوشـه ای از برگـه ی امتـحـان برای اســتـادی نـامه مـی نـویســم. عـرض شـود خدمـتتــان که مادربـزرگ عـزیزم همیــن دیـروز بعـد از 109 ســالگی، جـوانمـرگ شـد و دیده از جهـان فـرو بـست. هنـوز هم در خاطـرم هست که در لحـظات آخـر عمـرش مـدام نـام شمـا را زیر لـب زمـزمه می کرد (بس کـه پـیش او از شمـا تعـریف کرده بــودم!).  گرفتـاری برپـایی مجلس کفـن و دفـن و اینهـا هم اصلاً اجـازه نـداد که ذره ای خــودم را برای ایـن امتحـان آمـاده کنـم. خواهشمـندم در حــــق این حقیــر مرحمـتی نمــایـید و مـن را از ایـن درسِ دوست داشـتـنی نیــاندازیــد.

 سومیــن امتحــان: سلام اسـتاد گرامی... راستــش نـمی دانـم چـه بگـویـم چــرا که ایـن اولیــن باری اسـت که در گوشـه ای از برگـه ی امتـحـان، برای اســتـادی نـامه مـی نـویســم. مـدتی بود کـه از درد شـدید و کشــنـده در نـواحی فوقـانـی بدنـم رنـج می بـردم کـه این مسئلـه من را بر آن وا داشـت که بروم و آزمـایش سیـتـولـوژی بدهـم. همیـن دیروز نتیجـه اش آمــد و مشخص شـد که «سـرطان خـون» دارم. ایـن سرطان لعنتــی هم که اصلاً تـاب و تـوان برای آدم نــمی گـذارد تـا برای امتحـان آمـاده شود. پس لطفــاً در حــــق این حقیــر ِ عــاجـز مرحمـتی نمــاییـد و مـن را از ایـن درس نـیــاندازیــد.

برای دیدن بقیه امتحانات و نتیچه آنها روی ادامه مطلب کلیک کنید.



ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط مینا ولی زاده در دوشنبه 19 دی 1390 و ساعت 09:20 ب.ظ | نظر شما ()
ویرایش شده در دوشنبه 19 دی 1390 ساعت 09:28 ب.ظ

نوشته های پیشین
+ چگونه یک خبر بد را اطلاع دهیم؟!؟
+ پـاورقی هـای امتحــان یک دانشـجو
+ انتقام زن از شوهر خیانت کارش
+ نظر
+ پاسخ چراهایی راجع به مردان - طنز
+ قصه ی چت
+ مهر مادری
+ حكایت سه شپش!(طنز)
+ قرار مسافرت(طنز)
+ جوک جدید و با حال
+ عشق واقعی
+ برادر
+ شقایق
+ پیشرفت خانمها تا سال1530
+ جوك سری چهارم
+ جشن تولد دوست گلم
+ غصه نخور
+ جملات زیبا
+ چند نشانه خیانت یك مرد
+ قصه آدم
+ كوچه (فریدون مشیری)
+ وصیت نامه
+ صفات دانشجویان در كشورهای مختلف
+ آدمك
+ از خود گذشتگی
+ رویایی
+ زندگی برنامه نویسان
+ نامه ای به خدا
+ ماجراهای حسنی و دوستانش
+ تفاوت زنان و مردان
صفحات :

log
کد ماوس